2.4.3

  • ۱۷:۳۱
این حال بد چرا تموم نمیشه نمیدونم
خدا رو شکرا،هزارو یک درد و مرض وحشتناک هس که آدام از اسم و توصیفشم میترسه و از اینکه خدا اونا رو به صورت اتوماتیک ازمون دور میکنه شکرشو به جا آورد.افراد مبتلا هم ان شالله زودی خوب شن.
ولی حالا حال خودم..
نیگا از اوایل اسفند حالم بده،بعد از دکتر نوردی های فراوان مشخص شد کم خونی شدیده،گفتم خب خدا رو شکر دارو هامو بخورم خوب میشم.
داروهامم که مکمل های آهن بود و من نگران عوارض گوارشیشون بودم.روزی پنج تا مکمل آهن میخورم.
اون موقع ها هر طوریم میشد هم خودم هم دکترم میگف از کم خونیه،چیزی هم که خیلی اذیت میکرد خالت تهوع بود.
یه مدت که داروها رو خورم تهوع کمتر شد و گفتم خب خدارو شکر دارم خوب میشم داروها هم عارضه ندادن.
زد و‌سرما خوردم..تعطیلات عید بود این سرماخوردگی،از همون موقع دوباره حالت تهوع شروع شد با شدت و حدت بیشتر. حتی سرفه هامم هنوز که هنوزه سر جاشه:/
از اینور فشارم یه بار نشد رو دوازده باشه یه وفتایی میره تا ۱۳ یه وقتایی۱۱
یه عده معتقدن تو سن من فشار ۱۳ بالاس یه عده میگن حساس شدی ۱۳ بالا نیس که:/

دم به دیقه هم سرما میخورم.واقعا دیگه خسته شدم.داره دوماه میشه بسه دیگه:(

این هفته باز باید برم چکاب شم ببینم کم خونیم چه جوریا شده.
ینی دیگه کبد و کلیه و معده نموند برام با این همه دارو:/ پتج تا مکمل آهن،یه دونه کلسیکییر،یه ویتامین دی،رانیتیدین به خاطر معدم،یه وقتاییم که سرماخوردم استامینوفن:/

خدایا شکرت:)
  • ۴۳

2.4.2

  • ۲۱:۳۰
من واقعا در برقراری ارتباط با مریض مشکل دارم!مثلا دراز کشیده روم نمیشه ازش بخوام بشینه من معاینات تکراری هر روزه رو انجام بدم.
بعد امروز دوستمو برداشتم بردم که تنها نباشم دو نفری معایناتو انجام دادیم داشتم نوتشو مینوشتم همراهش گف:خانوم دکتر مشکلش چیه درمان میشه؟
به جان خودم اینکه نمیتونم جواب این سوالو بدم ربطی به ضعیف بودن پایه م و کم کاری های گذشته م نداره .اکسترن جماعت در حدی نیس که با اون دوتا معاینه که انجام دادیم بتونه بگه مریض بخش اعصاب چشه و خوب میشه یا نه.
جواب دادم خانوم, دکترش میاد میبینه بهتون میکه مشکل مریضتونو.
میگه:پس شما چرا این کارا رو کردین:| منظورش معاینات بود.
دیگه ببخشید دیگه من اگه اون نوتو نزارم هزار تا حرف باید بشنوم از بالاسریام.والا بوخودا.


مریضا رو میبینم یادم میوفته با هر نفس راحت باید خدا رو شکر کرد:)
خدایا شکرت

خدایا شفای مریضا
  • ۳۴
۱ ۲ ۳ . . . ۲۱ ۲۲ ۲۳
منِ کودک،منِ خجسته،منِ رها از قید وبندها و هنجارها،منِ قانون شکن ...اینجا مینویسد.
اگر خواندی حرف هایت را برایم بنویس اما بیرون از اینجا درمورد نوشته هایم نگو.
منِ این صفحه با منِ واقعی تفاوت دارد و تو نمیدانی کدام نوشته واقعیست و کدام خیال،کدام درباره خودم است و کدام مال همسایه..
پس مرا با نوشته های گرداب قضاوت نکن:)
Designed By Erfan Powered by Bayan